گفت ” قطعاً اسم دخترمو میذارم یاسمن ، باهم قاطی میشن ولی عیبی نداره ! میخوام شبیه تو شه “ و اولش فکر کردم داره باهام شوخی میکنه.خودش ادامه داد ” میخوام کتاب بخونه ، فکر کنه ، حرف بزنه و حتی اگه اندازه ی تو عصبی شد هم عیبی نداره “ آقااا ... گفتگومون که تموم شد واقعاً نشستم گریه کردم و حتی الانم دارم گریه میکنم. راستش نمیدونم چرا دقیقاً. چشمام دارن احساساتمو جیش میکنن. 🚶🏻‍♂️

  •  قطعاً که اسم بچشونو نمیذارن یاسمن و تا اونموقع قطعاً از یادها رفتم ! ولی خب همینم قشنگ بود و تا مدتها میتونم به این گفتگو فکر‌ کنم و لبخند بزنم.
  • FYI بنده دوست نامبرده ام ، نه مخاطب خاص :))
+  دوشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۰ |   4:5 PM   |  میم.نون