[erased]
قشنگی تو مثل خسته بودن از تو جاریه
قشنگی تو با تو راه میره آه میکشه
قشنگی تو از قشنگ بودنش فراریه
Sadness, once again, conquers me. And I lay here, defeated, drowning in my own tears…
[erased]
نه کشته شدم نه قوی تر؛
فقط تار و پودم بیشتر از قبل از هم گسست...
[erased]
تراپیست عزیز فرمود "تابآوریت بالاست." آفرین دقیقاً مشکل منم همینه، حاجی نمیخوامش، یچیز بنویس این پوست کروکودیل ازم کنده شه مثل آدما باشم.
خواهرم گفت "اتفاقاً تو خیلی هم قوی ای، داری با وجود تمام اینها همچنان ادامه میدی و تلاش میکنی برای زندگیت و زنده بودن. مهم نیست کسی که نمیشناستت چی میگه" و باید سعی کنم یادم بمونه این حرفارو.