این قسمت از زندگیم اسمش هست عذاب الیم و مکافات؛ یا همون موو آن کردن ژوزه جان
خواهر دارم،گربه دارم، دوست صمیمی دارم، دوست غیرصمیمی دارم؛ ولی واقعاً بعضی وقتا با این تنهایی و بغضی که دست انداخته دور گلومو فشار میده نمیدونم چیکار باید بکنم. گاهی وقتا فکر میکنم یکم دیگه فشار بده تموم شده و راحت شدم. ولی هیچوقت نشده یکم دیگه فشار بده و تموم شه؛ من هستم و اینم هست.
ژوزه بازم که اوضاع چنین است ؟!!