بنظرم غمگین بودن واقعی ، اونی نیست که ساعت دو سه نصفه شب حس میکنی ؛ بنظرم اون حسیه که ده صبح که از خواب پاشدی داری ... وقتی یه روز جدید دیگه هم شروع شده ولی وضعیت تو همون وضعیت قبله. وقتی که چشماتو باز میکنی و روزتو مرور میکنی و میبینی هیچ فرقی با دیروز نداره و وقتی شب چشماتو میبندی و روزتو مرور میکنی و میبینی هیچ فرقی با دیروز نداره. یا اون حسیه که دو بعدازظهر داری و ساعت سه داری و ساعت چهار داری و ساعت پنج داری ... غمگین بودن واقعی تو این ساعتا میاد سراغ آدم ، وگرنه ساعت دو سه نصفه شب همه عاشقن ، همه غمگینن.