یه موقعهایی مچ خودمو میگیرم که مثل آدمایی که از پشت ویترین مغازه به یچیزی نگاه حسرتمندانه دارن ، وایسادم زل زدم به یچیزی. امروز خودمو موقع فکر کردن به هزارتا چرای پشت سر هم و وایسادن پشت ویترین یکی دیگه دستگیر کردم.
- کاش کنار اومدن پولی بود ، پولامو جمع میکردم یدونه کنار اومدن برای خودم میخریدم.
- الان که البته یه نگاه عمیق به خودم میکنم میبینم کنار نیومدن بیشتر به کار من میاد.
- نگاه عمیق به خودتون نندازین ، نگاه فقط سرسری درحد دست تکون دادن تو آینه. بیشترش همش مقدمات روانی شدنه.