” نگاه من اما بر بی تفاوتی خودم و نسلم نسبت به نوسانات روزگار چندان همخوانی با پختگی که ناشی از گذشت سالیان است ندارد تنها تصویر بیرونی‌اش یکیست. این پختگی یک پختگی اجباری بوده است ، تو به جوایز روزگار بی اهمیت میشوی چون جایزه ای برایت وجود ندارد و بعد به مرور یاد میگیری که قبل از هیجان محکم باشی تا باد ناملایم کمتر تکانت دهد. وقتی هیجان و شور و امید بیست سالگی و قبل از آن جایش را به تسلیم میدهد _ در این حال احساس میکنی در بیست و پنج سالگی پخته میشی ولی نه به معنی ، یعنی ظاهرش از نوع پختگی یه پیرمرد دنیا دیده‌‌س ولی دنیا رو هم ندیدی در واقع تنها چیزی که منجر به پختگی همه‌ ماها میشه اینه که منتظر جایزه دیگه از روزگار نیستیم و در واقع تسلیم میشیم. “

​​​​-  ما در بیست و پنج سالگی پخته میشویم 

+  یکشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۸ |   12:36 AM   |  میم.نون