
چیـزی نمیدانم از این
دیوانگی و عاقلی
من عاشق چشمت شدم
شاید کمی هم بیشتر
چیزی در آن سوی یقین
شاید کمی هم کیش تر
آغاز و ختم ماجرا
لمس تماشای تو بود
دیگر فقط تصویر من
در مردمک های تو بود
{کلیـک}
+ بــَرـآی بـآرِ نمیـدونـَـم چـَندُم :)) ـایـن ـآهـَنگ ـاَز 1 تـآ 10 ، 21 ـی عـِشقهـ 3>