دیروز فقط با دوجمله، حس کردم که راه گلوم یکم باز شده و سبک تر نفس میکشم. نگفت فراموش کن، نگفت بگذر، نگفت اینهمه مدت گذشته، هرچی که انتظار داشتم بگه رو نگفت. بجاش گفت ❞خشمت خشم سالمیه❝ و گفت ❞خواستی نبخشی، نبخش.❝ I felt something healed in my chest...