دوباره تبدیل به اون ورژنی شدم که نصفهشب از خواب میپرید و عین اجل معلق میرفت نفس کشیدنِ تکتکِ اعضای خانواده رو بالا سرشون چک میکرد. با این تفاوت که دیگه پیش مامان بابام نیستم و مغزم تقریباً هرشب داره درد میگیره.
RSS