درسته که میگن “هرگز به جایی که از رنج آن گریخته ای بازنگرد” ولی من ته دلم،
دلم برای خونه، کنجِ آفتابیِ گوشه ی اتاق که نور خورشید دقیقاً میافتاد رو قسمتای نور دارِ نقاشی، ذره هایی که تو بارقه ی نور معلق بودن و مزه ی سکوت میدادن، کتابخونهم و پنجره های بزرگ خونه تنگ میشه.
