یه لحظه سرمو اوردم بالا، دیدم همون موهای فر، همون رنگ چشما میز روبروییمه و خشک شدم. به معنای واقعی کلمه. صاحب چشما هم همونجور که با موبایلش حرف می‌زد ارتباط چشمیمونو قطع نمیکرد.

و اینگونه بود که غذا نخوردم، کوفت خوردم و لبخند زدم، در حالی که مغزم دوباره رفته بود بین خاطرات سالها قبل که منو زجر بده.

  • *the butterfly effect در پس‌زمینه پلی می‌شود*
  • نه خودش نبود.
+  شنبه ۱۴ اسفند ۱۴۰۰ |   12:44 AM   |  میم.نون