واقعاً خجالت میکشم ازینکه افسردهم، ازینکه شبا نمیخوابم فردا نشه وصبحا دلم نمیخواد یه روز دیگه رو شروع کنم، ازینکه میگن قرصا تاثیر گذاشته هاا!حالت بهتره و من میگم آره واقعاً خییلی و واقعاً حالم خوب نیست! به چه حقی حالم خوب نیست؟ ازینکه بقیه با بزرگتر از اینا دست و پنجه نرم میکنن و من با همینا دارم له میشم خجالت میکشم. از نوشتن این جملات هم خجالت میکشم. کاش بس شه، همه چی و من.