_ تابستان خود را چگونه گذراندید ؟! 

- به نام خدا ؛ منتظر پاییز ماندیم

+  شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۷ |   9:21 PM   |  میم.نون 

فقط من اینهمه مقاومت دارم میکنم برای دانشگاه رفتن یا همه همینن ؟! عادیِ درونم میگه غیرعادی ـه

+  سه شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۷ |   4:10 PM   |  میم.نون 

Lucifer Morningstar : It’s like a fat man sitting on my chest, but not in a fun way

+  دوشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۷ |   3:1 PM   |  میم.نون 

نکته ی مثبت زندگیِ من اینه که هنوززز کلی فیلم و‌سریالِ ندیده و کلییی کتاب نخونده وجود داره که توش غرق شم و نفهمم دنیا چخبره ! حتی میتونم دوباره ساندویچ مرغ و ژامبون بخونم و به چیناسکی فکر کنم و خوشحال باشم که شخصیت یکی از کتابای بوکوفسکی نیستم  ... اره خلاصه ! زندگی هنوز میتونه بی درد تر و بی حس تر برگزار شه ؛ امید داریم ^-^

+  دوشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۷ |   12:51 AM   |  میم.نون 

یونیورس با من مشکل شخصی داره !!! گویا تو زندگی قبلیم Thor بودم زدم سر و تهشو به هم بافتم که اینجوری عصبی شده ... میزاشتی یکم از آخرین باری که خوشحال شدم واقعاً میگذشت حداقل

+  دوشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۷ |   12:45 AM   |  میم.نون 

هنوز به ”دانشکده“ به عنوان جایی که قراره توش درس بخونم عادت نکردم =)))  ملت میپرسن دانشکدت کجاس و من یه لحظه طول میکشه لود شم ! wait a sec, کجا ؟!؟ :)))

+  جمعه ۲۳ شهریور ۱۳۹۷ |   1:2 AM   |  میم.نون 

بیشتر از همه شاید فرشته خوشحال شد از این جهت که بهش ثابت شد من خنگ نیستم ... از اینهمه ذوق هم خوشحال میشم هم تعجب میکنم هم ذوق :)))

[💜]

+  چهارشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۷ |   3:41 PM   |  میم.نون 

برم تو بیوم بنویسم حقوق دانشگاه تهران به خارجکی یا زوووده 😎

+  چهارشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۷ |   12:26 PM   |  میم.نون 

خیلی قبل کنکورم ، چنتا پست پر محتوا نوشته بودم از اون موقعی که میام اینجا و میگم حقوق بهشتی قبول شدم ! یکی از اصلی ترین دلایل درس خوندنمم همون تبریکی بود که تو اون پست به خودم ‌گفته بودم و اون پیکسل “وکیل آینده“ که از اول دبیرستان به خودم کادو داده بودم ؛ نتیجه ها که اومد خواستم پاکش کنم اون پستو و پیکسله رو نیست و نابود کنم که به عنوان اینه ی دق جلو چشمم نباشن ، بعد پشیمون شدم گفتم بزا بمونن برای مواقع افسردگی  و مازوخیسم  ...  اما الان مفتخرم که اعلام کنم حالا میتونم از ثبت موقت درش بیارم پستو با اندکی ادیت و پیکسلرو بچسبونم به کیفم و یه تبریک جانانه به خودم بگم  ! 

 

 

+ خیییلی وقت بود اینجوری شاد و خرسند نبودم از چیزی ، الان که برمیگردم به خوشحالی گنده هام نگاه میکنم همشون نه از ده یا هفت از ده ـن ولی اینبارررر ... ده تا از ده تارو کامل راضی و خوشحالم 

+ فقه و حقوق دانشگاه تهران روزانه ، من اووومدم  [همیشه دلم میخواست قرمز کنم عنوان رشتمو اگه چیز خفنی بود :))) هشتگ یک دانشگاه تهران ندیده ^^ ]

 

+  چهارشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۷ |   2:12 AM   |  میم.نون 

میتونم بگم عجیب ترین و قلبی ترین دیالوگی که در کللل عمرم شنیدم ، همین بود که مامان اومد تو اتاقم گفت دلم خواست بغلت کنم گریه کنم [!] *احساساتی میشود*

 

+  دوشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۷ |   1:28 PM   |  میم.نون 

Spoiler alert 

این نمایشنامه ی هری پاترو نمیتونم هضم کنم :| پسر هری تو اسلیتیرینه ، دوست صمیمیش پسر دراکو ـه ، پسر دراکو از دختر رون و هرمیون خوشش میاد ، هرمیون وزیر سحر و جادو ـه و خب دیگه بقیشو‌نمیگم !!! تا همینجا هم برررگام ! شاید بهتر باشه یه وقتِ دیگه بخونم که قشنگ هضم شه :)))

  • سو هاضمه ی کتابی گرفتم 
  • اسکورپیوس مالفوی ، با اختلاف بسیااار زیاد از بقیه کیووتتت ترین شخصیتِ کتاب های هری پاتره تا کنون ! 
  • چیزی که نمیفهمم اینه اینا وقتی زمان برگردون دارن چرا فقط برمیگردن که ینفرو نجات بدن :|||| فــرررد چی ؟ سیریوس چی ؟ اَه 
  • کل کتابو دارم لو میدم ؟! اره باشه دیگه سکوت میکنم :))) خدافظ 
+  دوشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۷ |   1:35 AM   |  میم.نون 

یه قسمت از یه فیلم قدیمیو واسم فیلم گرفته بود که چند نفر دارن باهم دعوا میکنن بعد یکیشون برمیگرده میگه اصلاً من باید چشم تورو دربیارم ... صدای پس زمینه اش خودش بود که غششش کرده بود از خنده میگفت یاسمننن همزادت ! واسه چند دقیقه دکمه ی من از همه متنفرم ـمو خاموش کرد ^^ 

  • خیلی بیشعورید که وقتی میتونید مسالمت آمیز با من تو دنیا زندگی کنید یکاری میکنید که چندشم شه ازتون ... و از همه -_-
+  شنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۷ |   10:55 PM   |  میم.نون 

New Me

New Phone 

 ^^ New me breaking new phones 

بعععلـه ... صدای منو از پشت ترک های بسیار ریزِ گوشی میشنوید ... البته تکنیکلی ، نمیشنوید :| میدونم !

+  شنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۷ |   7:45 PM   |  میم.نون 

رومو که برگردوندم تو پشتم بودی و داشتی محکم همه ی تیکه هامو به هم فشار میدادی ، هولم میدادی که نیوفتم ... صادقانه بگم یه موقع هایی منتظر بودم هولم بدی برم جلو ولی عیب نداره ، همینکه پشتم بودی قبل همه باعث میشه حس خوبی داشته باشم ، همین بسه ! منتظر روزی ام که بتونم عاشق همه چیت باشم ؛ بی صبرانه.

  • از من ، به من
+  شنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۷ |   3:12 AM   |  میم.نون 

اگه بتونم با اين فوبيِ اداره پستمم كنار بيام ، عجالتاً برنامه ديگه اي ندارم واسه اين برهه از زندگيم :| اين جعبه ي وسايل بهار هيي منو نگاه ميكنه ميگه خاك بر سرت ! 

+  جمعه ۱۶ شهریور ۱۳۹۷ |   3:48 PM   |  میم.نون 

دكمه ي "من از همه متنفرم" منو باز كي روشن كرده ؟!؟ ازش متنفرم -___-

+  پنجشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۷ |   11:0 PM   |  میم.نون 

به طرز غيرقابل باوري ، حواسم جمعِ بايد ها و نبايد هاي خوردنم شده كه بي سابقست ... امروز ظرف ترشيو نگاه ميكردم و فكر كردم چند وقته سراغش نرفتم ؟! 

+ ليديِ پنجاه ساله اي كه هر از چندگاهي بهش تبديل ميشم خيلي حواسش به همه چي هست ، از جمله سلامتيش ! بدين صورت كه يه نگاه به ظرف ترشي يا پنير پيتزا ها يا سوسيسا و ... ميندازه و ميگه "اووه من ديگه سنم از اينجور ناپرهيزيا گذشته ... بايد بيشتر از هروقتي حواسم به خودم باشه ! "

+  پنجشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۷ |   10:59 PM   |  میم.نون 

:  " کلا برنامه خانواده اینجوریه که عه بچه مون میخواد بره تفریح؟ ایول کوفتش کنیم. حالا میتونه بره "

+  پنجشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۷ |   2:8 AM   |  میم.نون 

استاتوس : درحالِ مرررگ از خواب ولي درعين حال منتظر روشن شدن هوا جهتِ خوابيدن :| 

  • اره استعداد جديدمه -_- خواب "خووب" ديدن ، تقريباً هرشب 
+  چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۷ |   1:24 AM   |  میم.نون 

شروع كردن سخته ؛ بعد وقتي ميري توش ميبيني تموم كردن از اونم سخت تره

+  چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۷ |   1:20 AM   |  میم.نون 

اگه يه روزم از عمرم مونده باشه دوست دارم جي كي رولينگ ـو مجججبوورر كنم يه پايان ديگه واسه كتاب بنويسه ... دقيقاً از همونجايي كه اين بازي كثيفو شروع كرد و سيريوس ـو كشت تااا مرگ دابي و هدويگ و مودي و فرد و لوپين و تانكس و دامبلدور و و و :| اصلنم كاري ندارم كه خيلي كليشه ست اگه همشون باهم زنده باشن و فلان -__- 

  • از اسنيپ مظلوم تر داريم ؟! *گـريه حضار*
+  سه شنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۷ |   12:36 AM   |  میم.نون 

ديگه وقتي ناراحت باشي ، تشخيص نميدي اين حجم بي سابقه ي دل گرفتگي و غم و غصه و اين گريه اي كه ميخواي بكني براي مرگ شخصيتاي كتابه ، براي اون گربه اي كه وسط خيابون مرده بوده ، براي اون پسرست كه گوششو بريده بودن ـه ، براي دل درده ، براي مرگه ، براي وضعيت نا به سامان خودته ، براي وضعيت نا به سامان بقيه ـست ، برای پریوده ، براي تنهاييه ، براي ميگرنه ، براي خانوادست ، براي ارزوهاست ، براي  دوستياست ، براي خداست ، براي كائناته يا چي ... خلاصه كه در درياي غم غوطه وري و دلايلشو نميتوني از هم تمييز بدي 

+  سه شنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۷ |   12:27 AM   |  میم.نون 

ولي ما خسته شديم از ارزو داشتن ... از "فقط" ارزو داشتن 

+  یکشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۷ |   1:24 AM   |  میم.نون 

به اين درجه از عرفان رسيدم كه تا قبل خواب عصاره ي اسطخودوسي گل گاو زبوني عرق هفت گياهي چيزي نخورم حتي به خودم اجازه نميدم به خواب فكر كنم ... در اين حد ميترسم از خودم =)))

+  یکشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۷ |   1:14 AM   |  میم.نون 

تاحالا شده به مغزتون التماس كنين ولتـون كنه ولي بجاش همه چيو هزاران مرتبه بدتر كنه ؟! تصور كنيد شش بار از وسط بدترين كابوستون ميپرين و هردفعه كه خوابتون ميبره ادامشو ميبينيد ... تصور كنيد انقدر حالتون بده و انقدر از اين حجم از هارش بودن مغزتون شوكه ايد كه يك راست ميريد بالا مياريد ، ميخوابيد بيدار ميشيد ميخوابيد بيدار ميشيد ميخوابيد بيدار ميشيد هر دفعه يخ تر از سري پيش  و هر دفعه در حال گفتن  اينكارو نكن با خودت ! اگه يك چيزي ترسناك تر از همه باشه ، براي من اون فرار كردن از دست خودمه .. خودم تنها كسيه كه نميشه ازش فرار كرد و وقتي باهام دوست نيست ترسناك ترين ادم دنياست 

 

+ جالبه ، اخرين باري كه يادمه نصف شب خواهرمو بیدار كردم از حال بدم سوم ابتداييم بود که از گوش درد عصبي داشتم ميمردم ! -_-

+  پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷ |   7:20 AM   |  میم.نون 

به کام دل نرسیدیم و جان به حلق رسید

+  چهارشنبه ۷ شهریور ۱۳۹۷ |   5:55 PM   |  میم.نون 

حالا هرچقدرم بقيه باور داشته باشن كه بنده وایب ترسناکی دارم و غيره [بجز خواهرم] ، خودم بر اين باورم كه بنده يكي از سوييت ترين انسانهايي هستم كه پا به اين كره ي خاكي گذاشتن ؛ تمام شد و رفت.

 

+  دوشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۷ |   1:14 AM   |  میم.نون 

تقريباً پنج روزه بلا انقطاع دارم دنبال يه دوست واقعي ميگردم كه بياد با من بريم پيتزا بخوريم ! مسخره بنظر مياد ... آدم هاي زيادي هستن ولي كسي كه مجبور نباشم لبخنداي احمقانه بهش بزنم ، مجبور نباشم هيي بهش منظورمو توضيح بدم  و از بيمزه بازياي مسخرش خوشم بياد و مهم تر از همه ، پشيمونم نكنه از اينكه وقت گذروندم باهاش پيدا نكردم ! 

+ به عنوان يك نيمچه نوزده ساله ، احساسِ خاك تو سرتِ غليظي نسبت به خودم دارم ، در اين زمينه :| 

  • دوست صميمي ـم ، اخيراً ، بنظر ميرسه كه كسي نيييست جز "لوسيفر مورنينگ استار" ! چون نان-اِستاپ دارم ميبينمش و با هيچ موجود زنده اي در ارتباط نيستم [البته بيشتر اينجوريه كه چون با هيج موجود زنده اي در ارتباط نيستم ، نان-استاپ ميبينمش ! ولي خب حالا ... ]
+  یکشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۷ |   2:37 AM   |  میم.نون 

ميفرمايند : تو اون كوهي كه باد به تو تكيه كرد 

+  جمعه ۲ شهریور ۱۳۹۷ |   2:1 AM   |  میم.نون 

ولي من واقعاً لذت ميبرم از اينكه خودمو بزنم به فراموشي يا نفهمي يا بيخيالي ! منظورم بطور استعاري و فلسفي نيست كه بخوام بگم "ان دسته از زخم هايي را كه مثل خوره روح ادم را در انزوا ميخورند" را بهتر فراموش ميكنم ، اصلاً ! بلكه به معناي واقعي كلمه ، فراموشي ... تجربه ثابت كرده انتظاراتو از ادم بطرز غيرقابل باوري مياره پايين.

البته اگه بخوام صد در صد صادق باشم باید بگم يه وقتايي it hurts! تو برنامه تاپ گير ميگفت شما اگه با يه توربو ٢٠٠٠ هميشه سرعت ٣٠ كيلومتر بريد ، فكر ميكنيد به موتورش فشار نمياد واز ماشين عزيزتون نگهداري ميكنيد ولي درواقع داريد خرابش ميكنيد ! توربو ٢٠٠٠ براي سرعت هميشگيِ ٣٠ كيلومتر تنظيم نشده ... بايد باهاش كاراي فوق العاده كرد ! همين الان بريد تو رالي شركت كنين ... low key منم فكر ميكنم درحقِ توربو دوهزارم دارم اجحاف ميكنم ... 

  • بات سيريسلي ، توربو دوهزار خيلي زشته :| حتي همونموقع ـم كه جرمي كلاركسون داشت اندكي ازش تعريف ميكرد من ميگفتم وات د هل :|
+  جمعه ۲ شهریور ۱۳۹۷ |   1:33 AM   |  میم.نون