پروردگارا کنکور عقب بیوفته قول میدم بنده ی خوبی شم 📿🤲🏼
نمیدونم چرا ولی یه آرامشی تو تلویزیون دیدن و توخونه چرخیدنای مامانم هست. تلویزیون دیدن و چرخیدنای هیچکسِ دیگه همچین حسی نداره.
In my this cannot continue and yet it does era
من میشه گفت خیلی خوب بزرگ شدم و مامان بابام به نسبت خودشون و فرزندان ماسبق، سر من ترکوندن دیگه؛ ولی یهو یه سکانس هایی یادم میاد و الان که بزرگ شدم و یکم سرم میشه میفهمم مثلاً این فلان مشکل الانم بخاطر اون رفتارهاست… و عمیقاً دلم برای خود بچگیم میسوزه. دوست دارم برم اون بچه ی اعصاب خورد کنـو بغل کنم و بگم تقصیر تو نیست. من الان میدونم که تقصیر تو نیست. عیبی نداره.
چقدر این هفته هایی که هرروزش برای خودت یکار مثبت انجام میدی قشنگن.
آلردی دلم برای دو هفته ی اول فروردین تنگ شد. متاسفانه الان دوباره با بیانگیزگی چسب خوردم به تخت.
گوشی نو به چه دردی میخوره وقتی هیچکس نیست باهاش حرف بزنی و نصف عکساتم پاک شده ؟!
سال جدید رو به چهارتا تا تغییر ظاهری پیوند زدم و در مسیر بسیار داف شدن دارم گام برمیدارم ، انشاالله که خیر است :)))
امسال سال خوبیه.