
این عکس هم باشه اینجا به عنوان حسن ختام این هفته ی تماماً گوه ! هفته ای که فکر میکردم اوکی این دیگه تهشه ، اینو تحمل کنی دیگه سختشو رد کردی و بعد قفل یه مرحله ی جدید باز میشد و بعد امتحانایی که تماماً قهوه ای شدن و اعصابی که یه هالک پشت سیستمش نشسته بود و هی میکوبید رو میز. تموم شد خلاصه.
Not to be dramatic or anything BUT دارم از سردرد میمیرم ولی قرص نمیتونم بخورم که یه وقت ✨وااقعااً✨ نمیرم ، زیبا نیستتت ؟!
*What a life , what a beautiful beautiful riiide در پس زمینه پلی میشود🥲*
اسکار زیباااترین تعریفی که راجع به ینفر شده هم میرسه به هوشنگ ابتهاج اونجا که گفت ” فکر میکنم اگه حافظ زنده بود پا میشد غرق بوسه میکرد شجریان رو. مفلسانیم و هوای می و مطرب داریم … خیلی قشنگ خونده ، خیلی “. رقیق شدم.
توجه شمارو به ماده ی ۵۲ قانون آیین دادرسی کیفری جلب میکنم : ”هرگاه متهم تحت نظر قرار گرفت، ضابطان دادگستری مکلفند حقوق مندرج در این قانون در مورد شخص تحت نظر را به متهم تفهیم و به صورت مکتوب در اختیار وی قرار دهند و رسید دریافت و ضمیمه پرونده کنند.“ هیچی دیگه ... همین =)))))
الان که روز آخره و فردا امتحانه و هیچی نخوندم و حتی نمیدونم درس راجع به چی هست اصلاً ، وقت چیه ؟!
.
.
مانگای جدییید ᕕ( ᐛ )ᕗ
حتی با وجود اون دوتا پروپرانالولی که خوردم ، مدتتتتها بود اینجوری مغزم درد نگرفته بود و حس میکنم الانه که رگام یکی یکی منفجر شن.