صدای هوتن شکیبا باعث میشه حسابتو خالی کنی و هر کتابی که خونده رو بخری ... یعنی انقدری که من پول تو طاقچه خرج کردم میتونستم ... میتونستم ... [ با خودش فکر میکند و به هیچ نتیجه ای نمیرسد ] [خداوکیلی چه خریدی بهتر از کتاب ؟! ]
واقعاً چگونه فـرندز بر هر درد بی درمان دواست ؟!؟
میدونستید تو کتاب آموزش رانندگی ویژه متقاضیان گواهینامه پایه سوم ، تیتری وجود داره به نام برخی از علائم خستگی و خواب آلودگی که مورداشم ایناست : حرکات نوسانی سر و گردن ، احساس سنگینی در پلکها ، رویا پردازی در ذهن :))))) یعنی هرچی بگم از طنز قضیه کم میکنه ، تا برنامه ی بعد خداحافظ پس 😂
همیشه اینجور موقع ها که اینجور حالتی دارم ، یه گندِ گُنده به اولین چیز/اتفاق/کـَس ـی که جلوم باشه میرنم ^^ ولی پروردگار عزیز ، رسماً تقاضا دارم که نذاری امتحان رانندگیو تبدیل به big deal کنم ... بذار بذارم بگذره ... -_-
امشب از اون شباست که همای سعادتو از بین خاطرات قدیمی دانلود میکنی و کِلک خیالو میفرستی اونجاهایی که نباید ...
خواست که ساغر شکند ،
عهد شکست.
یکیم نداریم بی مناسبت واسمون یه کیفِ یک میلیون و پونصد و سی تومنی بخره 🙄 این چه وضع زندگیه ؟!
سهراب سپهری تو زندگی نامش نوشته ”مذهب شوخی بدی بود که محیط بامن کرد“ ؛ منم همینطور...
اینایی که میگن هیچکس منو بهتر از خانوادم نمیشناسه یا خیلی خنگـن ، یا خیلی دروغگو یا خیلی خوشبخت
-_- خیـلی زیاد
اسکارِ بانمک ترین و خنده دار ترین جمله ی چند وقت اخیر میرسد به ” منم دوست دارم گاهی وقتا اذیتت کنم ... توام اینو بدون “
ببینین کی برای اولینبار تنهایی پاشده رفته بانک واسه خودش حساب باز کردهههه ؟! اینجـانـب [دست و جیغ و هورای حضار]
هنوزم بخاطرش [0719] ناراحت و گریه ناکم ... پاک کردم فایل فیلمو ؛ دلم نیومد پاک بمونه بعد دوباره ریختمش سپس بازهم اشک و آه و مکافات ... * به ادامه ی عزاداری اش میپردازد*
پروردگارا ... هرررچی چِش رنگیه [مخصوصاً سبز] ، از مسیر زندگی من پراکنده بفرما. آمین.
” بجا آینده بشینیم از قبلاً بگیم “
شما هرروز یه زمانیو اختصاص بده که صدای خر در بیاری ، یا اصلا هرچی ... مهم اینه فکر کنی کارت مفیده ... حالا هی کارِ مفید بکن هی زور بزن هی خودتو شرحه شرحه کن ولی باور نداشته باش که مفیده ؛ چه فایده ؟!؟
خیلی خوبه لذت میبرید از زیستن ؛ منو که فقط عصبی میکنه ...
من با هیچ فیلمی واقعاً گریه نکرده بودم ، همیشه بغض بود و جمع شدن اشک تو چشم ... ولی مفتخرم که بگم امروز پس از مدتهاااا مقاومت ، بالاخره Logan دیدم و از اولللل تا آخررر ناناستاپ اشک ریختم و هنوزم دوست دارم گریه کنم حتی.
پارسال من فکر نمیکردم تیر ۹۷ هیچوقت تموم شه ، یا هیچوقت بتونم از تیر ۹۷ گذر کنم ولی WOAH ! شهریور ۹۸ هم اومد ... به همین سادگی
یه جمله ی درست و مفهومی تو زندگیم ازش شنیده باشم همینه که پریشب بهم گفت : ” وقتی مُردم یه کتاب درموردم بنویس اسمشم بزار آدم ساده ای که سعی میکرد پیچیده بنظر بیاد “