قیافمون شبیه پدرزن ونگوگ شده : دستان زیر چانه ،با کلاه ،نگاه غمآلود.
” گاندی دوشنبه ها روزهی سکوت میگرفته ، کاش همه آدما گاندی بودن و همه روزا هم دوشنبه “
همیشه از نظر من مقدار زیادی از قربون صدقه ی هم رفتن ، مساویست با مقدار زیادی از عدم صمیمیت.
Thanks for nothing
تنها چیزی که از جعبه پاندورا اومد بیرون ”میگرن“ بود ... بقیه ی چیزای بد خلاقیتِ خود انسانه -___- CONVINCE ME NOT IF YOU CAN
بعضیا فقط به این علت وجود دارن که به گرم شدن کره ی زمین کمک کنن تا زودتر بمیریم و هیچ فایده ی دیگه ای ندارن
” خیلی ازونایی که الان تو قبر خوابیدن هم معتقد بودن یه روز خوب میاد ، اومد ؟! “
داشتم فکر میکردم حرف نداشتنمون باهم دقیقاً از کجا شروع شد ... چی شد ! به نتیجه ای نمیرسم ولی کماکان یه صدایی گوشه ی مغزم مدام میگه از همونجایی که تو تصمیم گرفتی رابطتو کم کنی ، از اونجایی که هیچوقت برات مهم نبود ؛ دلم میخواد بزنم تو دهن صدائه. تو دهن مغزم درواقع.
حکمتِ دوبار خون دماغ شدنِ آدمی که طی نوزده سال عمر باعزت فقط یبار خون دماغ شده [اونم چون با صورت به استقبال یه درخت رفته] ، تو یه روز چی میتونه باشه ؟
هرکاری میکردیم میگفت یکاری میکنم یادت نره ... اینو یادت نره اونو یادت نره منم میگفتم کو ؟ چرا هیچ فرقی احساس نمیکنم پس ! و دقیــقاً همونجا بود که اشتباه میکردم. یادم نرفته ، یادم نمیره ... یکاری کرده یادم نره ؛ حتی اگه به کلهم برق وصل کنم
رسماً از هیچیش خوشم نمیاد ، وِی نیز. ولی نمیتونم دست بردارم از خوندن چیزایی که مینویسه ... از اینکه انقد خوبه و از اینکه تحسین منو برمیانگیزه متنفرممم. اَه. از اینکه ازش نوشتمم بدم میاد. اَه.
داییم دم در داشت حرف میزد [خداحافظی های مرحله ی آخر ایرانیها - دم در ] ، مامان بزرگم یهو وسطش گفت برو لای در نمونی میخوام ببندم _ داییم : 😐😂
اونجایی که امین حیایی تو شعله ور میگه ” بذارید کمی راحت باشم ، من حالم خوب نی ، من دیوونم “ ... همونجا[م]
یه روزایی هرچقدرم سعی کنی عشق بفرستی به کائنات ، بااازهم کائنات ممکنه از تو خوشش نیاد و گنددد بزنه به سر تا پات ، اشکتم ممکنه دراره حتی و هیچ اهمیتی نده
اعتراف میکنم دراماهایی که فکر میکردم دبیرستان تموم شه ، تموم میشن هیچوقت تمومی ندارن ... هیچوقتِ هیچوقتِ هیچوقت. رو پیشونیِ من نوشته کسی که تا ابد میتونید پیشش غر بزنید _ کسی که تا ابد گوش میده ؛ گفتم شاید جالب باشه بدونید :|
من به اینکه هیچی تو این دنیا تـَه نداره اعتراض دارم ! مهم نیست چقدر کتاب خوندی همیشه یسری چیزا هست که نخوندی و معلوم نیست کی میتونی به خودت بگی ”کتابخوان“ ؛ مهم نیست چقدر فیلم و سریال دیدی همیشه یسری چیزا هست که ندیدی و معلوم نیست کی میشی ”فیلم بین“ ! مهم نیست چنتا تابلو کشیدی ، هیچوقت نمیتونی به خودت بگی نقاش یا مهم نیست چندسال یه زبانیو داری یاد میگیری ، همچنان خیلی چیزا وجود داره که باعث میشه نشه گفت تسلط کامل داری به اون زبان یا حتی مهم نیست چندسال درس میخونی تو یه رشته ، بازم چیزایی وجود داره که نمیدونی