کاش میشد بدون اینکه کسیو کشت یکاری کرد که دیگه نباشه ...
مصدر خسته شدن اگه قرار بود آدم باشه ، قطعاً میشد من
آیا انسانی وجود داره که بیشتر از من خودشو حرص داده باشه و بیشتر از من خودشو نا امید کرده باشه و بی حوصله تر از من باشه ؟! به لحاظ روحی احتیاج دارم بدونم که هست -____- anyone ؟
یه سوال ساده میتونه باعث گرفتگی رگ ، سنگینی سینه ، سردرد و سردرد و حرص بشه ... از همدیگه سوالِ ساده نپرسیم.
این غمی که هرجای قشنگی که میریم ، یکی نیست اونجوری که من از بقیه عکس میگیرم از خودم عکس بگیره آخر مَـره کـُشه*
از یجایی به بعد تو زندگیِ من پروردگار نشست با خودش فکر کرد و گفت ” نه دیگه ... این یکی خیلی داره سالم و نرمال و بی حاشیه زندگی میکنه ، اینطوری نمیشه ... بذا یکم گندشو درارم ، یکم حالشو بهم بزنم “ . فَوقعَ ماوقعَ . به همین سادگی .
تبریکات روز دختر انقد به پَک و پهلوم فشار اورده که دیگه شبیه مختلف الاضلاع شدم :| لعنت به جنسیت زدگی و تمام.
لطفاً احساس صمیمیتِ بی مورد خود را لوله کرده و در در حلق خود [یا هرجا که راحت تر بودید] فروکنید ؛ با تشکر.
هیچی مسخره تر از این تو دنیا وجود نداره که فکر کنی ینفرو میشناسی ! هیچـــی ...
سلیس و ساده بگویم : دلم گرفته برایت !
یک تیر ، هم اول هفته ، هم اول ماه و هم اول فصل ... از هر زاویه ای بهش نگاه میکنم ”همون شنبه ی موعوده“ ولی من همچنان با از هم گسستگی سلول های ناحیه تحتانیم درگیرم ^-^ زیبا نیست ؟!
خدای عزیز ، قول میدم این ترم اخرین ترمی باشه که ازت ملتمسانه درخواست میکنم که عربی پاس شم ... قول میدم -_- ولی حالا عجالتاً میشه پـاس شـم ؟؟! T-T