پتانسیلی که من واسه انجام کارهای "خــر"انه دارم خدا تو خود خر نذاشته =|
+
چهارشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۸ |
10:18 PM | میم.نون
یک [تکه/قطعه/دستگاه/فروند/اصله/عدد !! ] پوست انسان ، سالم و در حد نـو ، تضمینی ؛ تعویض با پوست کرگدن جهت زندگی در ایران. تماس حاصل فرمایید.
+
پنجشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۸ |
1:12 AM | میم.نون
آلت تناسلیـو از تئاتر های کمدیمون کم کنن چی میمونه ؟ رسماً هیچـی ^^ زیبا نیست ؟!
+
پنجشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۸ |
12:35 AM | میم.نون
شما که "از نسیم هم میگریزی مبادا خاکستر جانت به پرواز درآید" ، آره عزیزم خودت ... تو دیگه خودتو کنترل کن حرف از ریسک پذیری و تصمیمات خفن نزن واگذار کن به بقیه -___-
+
چهارشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۸ |
1:38 AM | میم.نون
مشکل اینجاست که دقیقاً میدونی مشکل کجاست ولی کاری از دستت برنمیاد
+
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۸ |
8:37 PM | میم.نون
" ما داد زديم نشنيدن ؛ شما انتظار داري از چشمات بخونن ؟! "
+
پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۸ |
4:44 AM | میم.نون
روابط اجتماعی بخاطر این ایجاد شد که انسان اون موقع ها کتاب نداشت بخونه ، شما یه کتاب بگیر دستت ببین اصلاً میفهمی کی شب میشه کی صبح ؟! اصلاً احتیاج پیدا میکنی به زبان !؟ نه والا -___-
+
دوشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۸ |
12:41 AM | میم.نون
"الکساندر بل شاید تلفن را اختراع کرده باشد اما هرگز در زندگی اش متوجه تاثیر عجیب آن در روابط نشد زیرا میبل، عشق زندگی اش ناشنوا بود و هرگز از آن طرف خط با او صحبت نمیکرد. برای همین هرگز پیش نیامد که صدای او بی رمق ، خسته یا دور به نظر برسد و بل هرگز این ناراحتی مارا که گاهی صدای عزیزانمان را میشنویم اما نمیتوانیم آنهارا ببینیم و باید تنها به کمک سوال ساده
چی شده؟ ناکامی های آنهارا تعبیر کنیم، تجربه نکرد"
- اولین تماس تلفنی از بهشت | میچ آلبوم
+
سه شنبه ۶ فروردین ۱۳۹۸ |
1:19 AM | میم.نون
پروردگارا ، مارا آب برد =|
- اگه قرار بود نوحـو دوباره بفرستی زمین باید از قبل یه خبر میدادی ... شما خدایی عزیزم پس کی میخوای اینچیزارو یاد بگیری ؟! -____-
+
دوشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۸ |
5:27 PM | میم.نون
این روزا نشستم بین چهارتا دیوار و دقیقاً با چهارتا آدم بیشتر حرف نمیزنم و چیزی که بیشتر از همه هستم "خـالـی" ـه ... همه جوره عاشق این وضعیتم [🤪]
+
یکشنبه ۴ فروردین ۱۳۹۸ |
3:4 AM | میم.نون
ایام ، ایامِ قسمت ۳ چهرازیـه [
قلب]
- آقا ما خستهایم، شما که گردنات بلنده، میتونی بگی باهار کدوم وره؟
+
شنبه ۳ فروردین ۱۳۹۸ |
1:58 AM | میم.نون
حس میکنم دوباره وارد اون برهه از زندگیم شدم که یه کیف هم قد خودم برمیداشتم و توشو با انواع و اقسام چرت و پرت پر میکردم که به مرز انفجار میرسید و زیپش بسته نمیشد و بابام میپرسید کجا میری و منم میگفتم خونمون و منظورم خونه ی مامان منیر و آقاجون بود ... چنتا چیز فرق کرده مثل اینکه آقاجون نیست ، الان تابستون نیست ، عادت ندارم صبح زود پاشم وَ وَ وَ ولی دوباره حس میکنم اومدم خونه
+
شنبه ۳ فروردین ۱۳۹۸ |
12:51 AM | میم.نون
۹۸ عزیز ، تورو بدون هیچ آرزویی شروع کردم چون میگن اگه اول سال مشغول هرکاری باشی تا آخر سالم مشغول همون میمونی و من حقیقتاً از آرزو کردن و هی آرزو کردن و امید داشتن خسته شدم ! لطفاً یکم متفاوت و قشنگ باش.ممنون.
+
پنجشنبه ۱ فروردین ۱۳۹۸ |
3:29 PM | میم.نون